تبليغاتX
سرزمين عشق

سرزمين عشق

سلام دوستان عزیز و گلم.........

من اومدم.راستش امتحاناتم تازه تموم شده و به نظر خودمم که خیلی خفن دادم.........

بگذریم.الان میامو یه احوالی از تک تکتون می پرسم............

البته ما رفتیم ولی کسی به اون صورت تحویلمون نگرفته الان که اومدیم........

اگه تحویل نگیرینما الهی مورچه گازتون بگیره...........

 

ماچ

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت13:23 توسط محمد |


سلام...........

دوستان و عزیزان من یک چند روزی نمی تونم وبلاگرو به روز کنم .آخه راستش خفن گیره امتحاناتم.

تا الان دو تاشو دادم ولی فکر کنم بد دادم...........

برام دعا کنین تا بقیشو خوب بدم.........

ببخشید اگه نتونستم این چند روزه آپ کنم..............

به یادتونم.................مرسی از نظراتی که دادین..........کلی میگم چون وقت نظر دادن ندارم.......

مرسی از محبتتون.........

+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386 ساعت17:16 توسط محمد |


بازاین چه شورشاست که درخلق عالم است  باز این چه نوحه و چه عزاوچه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین   بی نفخ صور، خاسته تا عرش اعظم است

گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب                    کاشوب در تمامی ذرات عالم است

 گر خوانمش قیامت دنیا، بعید نیست       این رستخیر عام که نامش محرم است...

                                            

                        فرا رسیدن ماه محرم بر شما دوست گرامی تسلیت باد.

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386 ساعت9:41 توسط مریم |


اي كاش تو عمرت فقط به يه نفر مي گفتي:"دوست دارم"

 

اي كاش وقتي مي گفتي دوست دارم تا آخرش پاي حرفت مي موندي

 

اي كاش وقتي به دستش بوسه زدي وگفتي:"دوست دارم"مي موندي و مي ديدي كه تا صبح دستاشو بو كرد تا عطر عشقت تو قلبش بمونه

 

اي كاش وقتي مي خواستي به يكي ديگه دل ببندي !!!اون شبي رو به ياد مي آوردي كه قسم خوردي "دوسش داري"

 

اي كاش وقتي با نگاهت به لبخندي كه رو لباش مرده بود خنديدي از خودت مي پرسيدي به كدوم گناه جلوي اوون همه نگاه خوردش كردي؟!!!

 

اي كاش ...!!!

 

يادته يه هفته هنوز نگذشته بود كه پا روي قلبي گذاشتي كه بهت تكيه كرده بود و خيلي راحت با اوون اومدين از روي تيكه تيكه هاش رد شدين؟!!!

هنوزم صداي قدماتون تو گوششه توام ميشنوي؟

 

اما...!!!

 

اما افسوس وقتي برگشتي كه اوونو زير خروارها خاك پنهان كردن تا كسي نبينه قلب نداره!

تا كسي نبينه عشقش قلبشو له كرده!!!

 

افسوس وقتي پشيمون شدي كه به جاي تو دست سرد خاك اونو محكم درآغوش كشيده

 

افسوس وقتي فهميدي كه به خودش قول داده واست يه فرشته باشه كه به جاي پرواز به خونه ي تو واسه هميشه پر كشيد و رفت

 

اما من ميدونم دلش هنوزم واسه گرمي دستات داره پر ميزنه ميدوني چرا؟!!!

آخه تو دستات يه عشق پاك ميديد

آخه دستات خيلي امن بود

دلش مي خواست هميشه از اين همه دروغ به دستاي تو پناه ببره

 

يه چيز بپرسم راستشو ميگي؟!!!

 

تا حالا دستاي توام هواي دستاي عاشق اونو كرده؟

 

تا حالا واسه يه بارم كه شده روزاي با هم بودنتونو به ياد آوردي؟

 

اي كاش خودش مي تونست بياد و جواب يه عالمه چرارو ازت بگيره

 

اما...!!!

 

اما ميدوني لحظه ي آخر از خدا چي خواست؟

 

"هر جا هست و با هر كي هست هميشه خوشبخت باشه"

 

*** با تمامي قطره هاي اشك تقديم به تو***

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386 ساعت9:7 توسط مریم |


سلام.........

خیلی از دوستان که لطف دارن نسبت به من می خوان بدونن که مریم کیه؟

باشه میگم........البته ببخشید مریم خانوم نباید بگم

مریم یه دختر ۱۸ ساله از شیرازه که به گفته خودش منو دوست داره.

البته نمی دونم شاید داره

من از طریق وبلاگ با مریم آشنا شدم و آشناییت ما حدود ۲ تا ۳ ماهی میشه.........

مریم میگه دختر خوبییه.منم نمی گم بده........

ولی فکر کنم نه منو دوست داره نه به من علاقه ای داره......

در ضمن ایشون الان نویسنده وبلاگ بنده هستن...

من هنوز ندیدمشون.....نمی دونم چه جور دختری هستن........

فقط با تلفن با هم صحبت می کنیم...البته می کردیم

حالا نمی دونم چی کار کنم...........

ولش کن تا همین جا هم کافیه............

به اندازه کافی گفتم..........

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت14:26 توسط محمد |


امروزتولد دوست خوبم نه بهتر بگم خواهر خوبم ...........

تولدت و بهت تبریک می گم زهره جون..............................

 

با هفت تا آسمون پرازگلهای یاس ومیخک

باصدتادریا پرازعشق واشتیاق وپولک

یه قلب عاشق با یه حس بیقراروکوچک

فقط می خواد بهت بگه

تولدت مبارک

 

+ نوشته شده در شنبه هشتم دی 1386 ساعت8:18 توسط مریم |


زنده بودن را به بیداری بگذرانیم             که سالها به اجبار خواهیم خفت

می خوام بنویسم  اما نمی دونم چی بنویسم می خوام بگم من کیم اما نمی دونم چی بگم.....چقرسخته یکی دوست داشته باشی ولی اون تورو به بازی بگیره... ولی اون تورو مسخره کنه......

چرابرای همتون سوال شده من کیم........

منم یه عاشقم منم یه دیونه منم یه مجنون بی لیلی منم یه شیرین بی فرهاد منم یه دوست منم یه آشنا منم یه غریبه منم یه................................................................................................... 

+ نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386 ساعت14:9 توسط مریم |


وقتي دلم به درد مي ايد و كسي نيست به حرفهايم گوش كند وقتي تمام غمهاي عالم در دلم نشسته است وقتي احساس ميكنم دردمندترين انسان عالمم وقتي تمام عزيزانم با من غريبه مي شوند و كسي حرمت اشكهاي نيمه شبم را حفظ نمي كند وقتي تمام عالم را قفس ميبينم بي اختيار از كنار آنهايي كه دوستشان دارم بي تفاوت ميگذرم...

+ نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386 ساعت13:40 توسط مریم |


نگاهم میکنی!نامهربان اماچرا دیگر؟

از اینجا میروم،گویا نمی خواهی مرادیگر

نگاهت روبه سردی رفت،من هم میروم گرچه

برایم سخت باشدباوراین ماجرادیگر

قصّۀدلتنگی من،نازنین بگذار وبگذر

بگذرازمن روبه سوی گرمی آغوش دیگر

عابر تو ،عابری تو، اندرین پاییز،برگم

بر تنم گامی نه،تردم ونزدیک مرگم

برتن نمناک کوچه،خش خش پایت شنیدم

خسته ورنجورخودرازیرپاهایت کشیدم

این دل پاییزی ام رازیرپاهایت ندیدی

آه ازعشقت کشیدم،جزجفاازتوندیدم

نازنینم بگذرازمن،کزمن وازماگذشته

دست بی رحم زمانه،اینچنین برمانوشته

قصُۀ دلتنگی من نازنین بگذاروبگذر

بگذرازمن روبه سوی گرمی آغوش دیگر

+ نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386 ساعت13:6 توسط مریم |


 

 تو قفسی که این دنیا واسمون ساخته زندگی کردن... دیگه بسه غصه خوردن... دیگه بسه چشم به راه بودن برای تو... تو رفتی منم رفتنیم با این تفاوت که تو به سوی آینده ات رفتی... ولی من هنوز تو گذشته جا موندم... دیگه پاهایم یاری رفتن بهم نمیدن... دیگه بالهایی که با آرزوهای محالمون واسم مهیا کرده بودی گشوده نمی شوند... می خوام برم از این دیار... تو میگی کجا برم؟ هر جا که برم خیالت ولم نمیکنه... نیستی که ببینی دیگه هم زندگیم شده رویای شیرین تو... آخه با انصاف به منم حق بده... منم دلم می خواست همیشه با تو باشم... ولی به چشم خودت دیدی که نشد...! پس به خاطر من اگه هنوزم دوستم داری در مسیر سرنوشتت حرکت کن... بیشتر از این به خودت عذاب نده... ازت خواهش میکنم اگه هنوز فراموشم نکردی... سخته بگم:   ولی میگم: من حقیر را از یادت ببر... اگه دوستم داری نذار بیشتر از این قربانی بشیم...

زیر نویس:

منظور خاصی نداشتم

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت11:11 توسط محمد |


بااینکه می دانم دوست داشتن گناه است

                                                 دوست دارم

بااینکه می دانم پرستش، کارکافراست

می پرستمت

بااینکه می دانم آخرعشق رسوایی است

عاشقت می شوم

پس گناهکارم،کافرم ورسوایم ولی

همچنان دوستت دارم...

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 ساعت17:55 توسط مریم |


قلبم را شکستی به این امید که بیزارم کنی اما افسوس که بیش از پیش دوستت دارم .می دانم که اتش عشق تو مرا خواهد سوزاند و خاکسترم را بر باد خواهد داد ولی وقتی که باد ارام گرفت و خاکسترم بر جای ماند باز بر روی ان خواهم نوشت:

                                                          دوستت دارم تنها عشقم

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 ساعت13:47 توسط محمد |


واسه تمام عروسکهایی که بازیچه دست بقیه هستند...

 

توعشق من بودی و من عروسک ، ای بی وفا عشق جدید مبارک ...

یادت زدیم رو قرآن که نشیم از هم جدا، حالا تو رفتی من تنها شدم با غصه ها

زدی شکستی قلبمو حالا می خواهی بری کجا، خجالتم خوب چیزی خوب بترسی از خدا

جهنمم کم واست کم هزاربار بمیری

کم به پام بیوفتی و درد بیدرمون بگیری

کم تو آه ونفرینم ، هزار سا ل اسیری به عشق من نارو زدی

                                   می خواهی بری با دیگری    

توعشق من بودی و من عروسک ، ای بی وفا عشق جدید مبارک...

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت11:34 توسط مریم |


٭ شتابم در نوشتن، جبران همه ننوشتن هاست. مثل گرگ گرسنه شده ام. تمام واژه هاي مغزي را بلعيدم، اما هنوز گرسنه ام. تو واژه نداري؟!
دلم بي قرار واژه هاي ناب است. دوست دارم بلغورشان كنم. همان كاري كه تو هميشه مي خواستي. نه!! هيچ كس را پيدا نمي كنم كه حرفهاي قشنگ بزند.
مي داني اين روزها سرودن و نوشتن ديگر ساده نيست. ديگر مثل گذشته نمي شود واژه ها را دنبال هم قطار كرد و از شوق آمدنت گفتن سخت شده است...
فقط تن ها منتظر يك دل است، ساكت!
راستي فكرش را بكن: اگر آدمها فقط مي نوشتند و كسي خواندن بلد نبود چه مي شد؟! واژه هاي بيچاره چه بي استفاده مي ماندند. اصلا مجالي براي خودنمايي نبود...
باز هم عاشق شده ام نه؟!
يه خبر بد دارم: اين روزها توي سرزمين عشق دلم هيچ اثري از چيزي نمانده است! فقط رد پاي يك يكه سوار! همين تنهايي باعث شده اين طور بي قرار بگويم. فكرش را بكن، دلم براي عاشقي تنگ شده. باورت مي شود؟!
با خودم فكر مي كنم اين چه نعمتي است كه عادت دارم پيش تو اعتراف كنم؟ راستي پرستويي كه توي دلم لانه كرده بود يادت هست؟ همين كه فهميد ديگر عاشق نيستم، رفت! لانه اش را گذاشت و رفت.محمدم با خودش نبرد. باورت مي شود؟! او هم با من قهر كرد، چه سخت... كاش مي شد بدون آن شكلكهاي مسخره احساس را نمايش داد. بغض را نمي دانم چگونه بايد نشانت دهم...
فكر مي كنم هزار سال است كه مرده ام. ديشب حافظ هم با من قهر بود. دلم خيلي گرفت. رفتم سراغ روزهاي از دست رفته. هر كاري كردم، برنگشتند. آنها هم قهر كرده اند با اين دل بي عشق.
امروز روي يك ديوار خواندم: "اميد رهايي نيست وقتي همه ديواريم..."
راستي تو كه با من قهر نيستي؟ تو كه مي داني من... بگذريم. تو با هيچ كس قهر نيستي، اين كه فراموش كرده است ماييم.
از بس نيشتر به جان خودم زدم، دلم براي تن هزار تكه اش مي سوزد. گاهي كه "آخ" مي گويد، صدايش را مي شنوم!
آره! حق داري... تقصير خودم است. فراموشخانه ام را بايد دور بياندازم. دلم مي خواهد ديگر مثل ديروزم نباشم. اما...
راست مي گويم. دروغ را دوست ندارم. يك خط سياه روي آن كشيدم كه با هيچ چيز پاك نمي شود. تنهايي! صداي تنهايي را مي شنوم. مثل جيرجيركي كه شب تا صبح با خودش حرف مي زند. ريشه هايم خشك شده اند. شاخه هايم لخت! باد كه مي آيد، تمام تنم مي لرزد. انگار كرم هاي بي انصاف تمام ساقه ها و برگهايم را خوردند!
مي داني با خود كه فكر مي كنم مي بينم اگر تو بودي... نمي گذاشتي اين بلا سر من بيايد.
اما حالا... حالا كه نيستي. نه اين كه هيچ وقت نبودي. حالا كه مي خوانمت نيستي. وقتي كه مي خواستم ات نبودي، يا نه! بودي و نديدم! چشمان دلم كم سو شده اند! مي داني؟ حتي وقتي گريه كردن، احساس مي كنم هستي و نيستي! تو هستي و من نيستم پيشت!
سرم گيج مي رود. زبانم كه به لكنت مي افتد، واژه ها از چشمانم بيرون مي ريزد. لبهايم را با سوزنهاي سكوت به هم دوخته ام. ديگر تحمل ندارم.... ولي هنوز هم منتظرت مي مانم!

زیرنویس:

وقتی حرفی برای گفتن نداری تکليفت با خودت روشنه . ولی وقتی کلی حرف داری و کوله باری از خاطره ولی دستت به نوشتن نمی ياد تکليفت را با خودت نمی دونی  و اين همان درديست که من دچار آنم .هر از گاهی دست به قلم می شوم و کاغذ را با افکار سياهم به تباهی می کشم و فکر می کنم دارم اثری خلق می کنم . ولی بعد از نوشتن  که به مرور آن می پردازم تنها نامی را که برايش می توانم بگذارم همين است : چرنديات چرند

 

+ نوشته شده در شنبه یکم دی 1386 ساعت14:7 توسط محمد |


سلام به همگی دوستان عزیز و طرفداران سرزمین عشق...........

این پست رو میخام به طور خیلی راحت بنویسم.........

شب چله نزدیک خاستم یک چیزی در موردش بگم...........

شب چله است دیگه........چی بگم..........همین

 

آری همیشه قصه این چنین بوده است
گفتی از دلتنگی هایم دیگر سخنی نگویم
من امشب دلتنگی هایم را به دست باد سپردم
تا این باد با دلتنگی هایم چه کند
آیا دلتنگی های مرا به دریا خواهد برد؟
و فریادش را با فریاد موج های بیتاب یکی خواهد کرد؟
یا  در شبی بارانی
بر سنگفرش کوچه ی خلوت جاریش می کند
یا شاید در شب مهتاب
آن را به نگاه یک غریبه که به ماه خیره شده بسپارد
یا شاید در پگاهی سرد
در گوش دو پیکر خسته در خواب زمزمه اش کند
آیا کسی دلتنگی های مرا خواهد شنید؟
دلتنگی هایم را به باد سپرده ام
شاید این باد دلتنگی مرا
در گوش تو ای ناب تر از غزل هایم زمرمه کند
می دانم آزردمت مرا ببخش
اما بگذار برای آخرین بار بگویم
که امشب سخت دلتنگ هستم........
 
 
چه ربطی به شب چله داشت..........
یک چیزی بلد بودم گفتم بگم دیگه........
نمی دونم بگم شب چله مبارک یا بگم تسلیت آخه هیچ رقمه جور در نمی یاد.....
شب چلست دیگه همین.........
 
دارم چی میگم
ولش کن بابا
 
 
 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت11:34 توسط محمد |


یه روز بهم گفت: می‌خوام باهات دوست بشم؛ آخه می‌دونی! من اینجا خیلی تنهام...

بهش لبخند زدم و گفتم: آره فکر خوبیه؛ منم خیلی تنهام...

یه روز دیگه بهم گفت: می‌خوام همیشه پیشت بمونم؛  آخه می‌دونی! من اینجا خیلی تنهام...

بهش لبخند زدم و گفتم: آره فکر خوبیه؛ منم خیلی تنهام...

یه روز دیگه گفت: می‌خوام برم یه جای دور... جایی که هیچ مزاحمی نباشه؛ بعد که همه چیز روبراه شد تو هم بیا.  آخه می‌دونی! من اینجا خیلی تنهام...

بهش لبخند زدم و گفتم: آره فکر خوبیه؛ منم خیلی تنهام...

یه روز تو نامه‌اش نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم.  آخه می‌دونی! من اینجا خیلی تنهام...

براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: آره فکر خوبیه؛ منم خیلی تنهام...

یه روز دیگه یه نامه نوشت و توش نوشت: من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی کنم  آخه می‌دونی! من اینجا خیلی تنهام...

براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: آره فکر خوبیه؛ منم خیلی تنهام...

حالا دیگه اون تنها نیست... و من از این بابت خیلی خوشحالم و چیزی که بیشتر خوشحالم میکنه اینه که اون نمیدونه من هنوزم خیلی تنهام...

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت9:50 توسط مریم |


چقدر سخته تو چشماي کسي که تمام عشقت رو ازت دزديد
و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داد زل بزني و
به جاي اينکه لبريز کينه و نفرت شي‌ ، حس کني هنوزم دوسش داري
چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديواري تکيه بدي که يه بار زير آوار غرورش
همه وجودت له شده....
چقدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني
اما وقتي ديديش هيچ چيزي جز سلام نتوني بگي....
چقدر سخته وقتي
پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه اما مجبور باشي بخندي
تا نفهمه هنوزم دوسش داري.......
چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگري ببيني
و هزار بار تو خودت بشکني و اون وقت آروم زير لب بگي :

                    گل من باغچه نو مبارک...

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت9:46 توسط مریم |


 

با خوندن يک جمله معروف از هم جدا مي شوند تا يکديگر رو امتحان کنند و هر کدام در انتظار ديگري، همديگرو نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي به جمله معروف ويليام شکسپير بر مي خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال توست و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده

 

موج اگر مي دانست ساحل هيچ وقت دستش را نمي گيرد هرگز براي رسيدن نفس نفس نمي زد

چه زيباست هنگامي که در اوج نشاط و بي نيازي هستي دست به دعا برداري .

يادم باشه که يادت بدم که يادبگيري که يادت نره که يادت هميشه در يادمه

حکايت جالبيست که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگزفراموش نمي کنند...

روزها از پی هم می گذرند. هر روزی که می گذرد فرصتی برای خوبتر شدن را از دست می‌دهیم. روزهایم را اینجا می نویسم تا یادم نرود چه فرصت هایی را از دست داده ام . یادم نرود تلاش را... کوشش را.... و رسیدن به هدف را...

زیباترین عکسها در اتاقهای تاریک ساخته می‌شن. پس هروقت تو قسمت تاریک زندگیت واقع شدی مطمئن باش که خدا داره برات یه تصویر زیبا می‌سازه...

هیچوقت فاصله‌ها حریف خاطره‌ها نمیشن...

 

فراموش کن چیزی را که نمی‌توانی بدست بیاوری و بدست بیاور چیزی را که نمی‌توانی فراموش کنی...

 

آرزوهاتو یه جا یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه؛ خدا یادش نمیره ولی تو یادت میره که چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بوده...

 

دیروز چه شوقی داشتم برای آنچه امروز در دستان من است و اکنون لبریز انتظارم برای فردایی که نمی‌دانم...

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت9:31 توسط مریم |


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت20:32 توسط محمد |


 

از من پرسید برای چه زنده ای ؟

                                                     گفتم :هیچ ، در حالی که قلبم می گفت برای تو

                    از او پرسیدم برای چه زنده ای ؟

                                               گفت : برای کسی که برای هیچ زنده است

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت18:29 توسط مریم |


DESIGN BY :LOVE X

محمد 26/8/68 از تهران دانشجو رشته مکانیک خودرو.امیدوارم بتونم معنای عشق رو در سرزمین عشق براتون به طور کامل توصیف کنم.فقط به خاطر داشته باشیم عشق یک نعمت بزرگ از جانب پروردگار است و باید شاکر آن باشیم.خوش باشید


صفحه نخست
پست الکترونيک


پيوندهاي روزانه

جديد ترين برنامه ها و بازي هاي كامپيوتر
موبايل
همه رقم عكس
سلمان خان
عكس هاي بازيگران هاليوود و باليوود
چت آنلاين
دانلود موزيك
ارسال كارت تبريك براي دوستان
جوك هاي جديد
آرشيو پيوندهاي روزانه


نوشته هاي پيشين

اسفند 1386

بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386


نويسندگان

محمد

مریم


پيوندها

سرزمین تنهایی(داداشه گلم محمد)
پادشاه سرزمين تنهايي-نيما
بيا تا با هم باشيم تا ته دنيا
خلوت گزيده
بي ستاره ترين آسمان آرزو
شيوانا
عاشق رويايي
زيباترين جملات عاشقانه
تو عاشقانه بخوان
نامه هاي عاشقانه
سلطان غم
دل نوشته ها
بهترين آهنگ ها و عكس ها
فقط خودم و خودت
دل نوشته هاي بهاره
تيم آينده
رسم روزگار
من بي تو يعني هسرت
دریای بیکران
قلم دونی
ازاین زمانه دلم سیر می شود گاهی
کلبه عشق
فرمانروای سرزمین تنهایی
ستاره عشق
عشق یعنی
تمنای ماندن
چهل تیکه
کاخ بی قراری های من
پسر آفتاب
عشق سوخته
بهونه گیر عشق
اورانوس
بیا انسان باشیم
دنیای مردگان
پاییزوبهار
تمنای ماندن


    تعداد بازديدها:


قالب و كدهاي جاوا من برگشتم..........
برام دعا کنین.......
تسلیت...
ای کاش...؟؟؟
مریم کیه؟
تولدت مبارک...
مریم....
...
برگ و عابر...
دیگه بسه........

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس


منبع کدهای جاوا و قالبهای وبلاگ